Readings

A Note about Behshahr Industrial Group Building

برش «شرقی» از هستی
خوانش معماری ساختمان اداری «گروه صنعتی بهشهر»

محمدرسول موسی‌پور

بنای ساختمان اداری گروه صنعتی بهشهر قطعا از جمله موفق‌ترین آثار اردلان در دوران حضور وی در ایران است. این اثر سال ۱۳۴۹ به سفارش مدیریت کارخانه‌های ریسندگی گروه صنعتی بهشهر توسط وی در زمینی واقع در خیابان سپهبد قرنی و به مساحت ۴۸۰۰ مترمربع طراحی شد و در سال ۱۳۵۲ مورد بهره‌برداری قرار گرفت. این بنا در سال ۱۳۸۳ توسط وزارت آموزش‌وپرورش خریداری و جهت استقرار این وزارتخانه مورد استفاده قرار گرفت، کاربری فعلی این بنا نیز وزارت آموزش‌وپرورش است. اما ساختمان اداری بهشهر از این منظر که جزو معدود آثار ساخته‌شده‌ای است که در واقع محصول تلاشی درجهت همگام‌کردن معماری ایران (با حفظ هویت شرقی آن) با روح جهانی معماری زمانه خود بوده و در یک‌دوره زمانی در یک سلسله آثار معماری با دغدغه هویت ایرانی جای می‌گیرد، همواره درخور توجه و تامل است.

Read More ›››

The Problems of Iranian Architecture Toaday / Ali E’ta

روزگار برزخی معماری ما

علی اعطا

اخیرا از یکی از معماران تعبیر قابل‌تاملی شنیدم. می‌گفت هر روز در فاصله منزل تا محل‌کار، از مقابل کارگاه ساختمانی یکی از پروژه‌هایی که طراحی کرده بود، عبور می‌کرده. یک روز می‌بیند یکی از عناصر مهم ساختمان را که اتفاقا طراحی ویژه‌ای هم داشته، به شکل دیگر – و البته نامناسبی- اجرا کرده‌اند. بعد از مشاهده این وضعیت، با کارفرما تماس می‌گیرد و می‌گوید: قربان، اگر فکر می‌کنید ما اینجا مزاحم هستیم، بفرمایید که مرخص بشویم و دیگر دخالت نکنیم. این تعبیر «مزاحمت» برای حرفه معماری، البته ابعاد وسیع‌تری هم دارد.

Read More ›››

A Lecture about Houshang Seyhoun

سيحون معلم معماری معاصر ايران بود  

در آستانه چهلمين روز درگذشت پدر معماری معاصر ايران

در آستانه چهلمین روز درگذشت مهندس سیحون؛ نادر سیحون و دو تن از معماران کشور به مرور کارنامه حرفه‌ای او پرداختند و از او به عنوان معلم معماری معاصر ایران یاد کردند.

چهل روز از دفن معمار مقابر و بناهای یادمانی در دیار غربت گذشت و به نظر می‌رسد که زمان مناسبی است برای آن که همزمان با درآمدن از رخت سیاه فقدان او، به مرور کارنامه مردی بپردازیم که علاوه بر طراحی و ساخت بناهای بیادماندی چون آرامگاه ابن سینا، آرامگاه خیام و … به کشف رابطه انسان با محیط، انسان و معماری، انسان و نقاشی پرداخت و در این مسیر چند نسل از معماران کشور، خود را مدیون کلاسهای درس او می‌دانند. هنرآنلاین به بهانه همین روز مهم، به گفت و گو با دو تن از معماران و پسر مرحوم سیحون پرداخته تا از منظر این نگاه‌ها، کارنامه هوشنگ سیحون را در آستانه اربعین درگذشت او، تورق کند. این گزارش بدون کمک کانون معماران معاصر میسر نبود که در نشست‌های خود به بررسی ویژگی‌های متفاوت و کمتر دیده شده پدر معماری معاصر ایران پرداختند.

Read More ›››

A Note about Sustainable Architecture / Faryar Javaherian

نکاتی درباره معماری پایدار؛ نه هر سبزی زیباست

فریار جواهریان

پنج‌دهه است مبحث پایداری در معماری و شهرسازی اهمیت فراوان یافته، اما متاسفانه به یک «دکان» برای شرکت‌های بزرگ مهندسی تبدیل شده است زیرا پایداری بیشتر به سیستم‌های تاسیساتی و برقی معطوف شده که با هزینه‌های هنگفت در ابتدا به ساختمان‌سازی اضافه می‌شوند به امید اینکه در درازمدت به صرفه‌جویی در انرژی برسند. در این روند همه ارزش‌های زیبایی‌شناسی معماری فدای طرح‌های تاسیساتی مضاعف شده‌اند. درحالی‌که در گذشته، معماری بومی ایرانی همواره دارای سیستم‌های منفعل تاسیساتی بود که با ارزش‌های زیبایی‌شناسی ادغام شده بودند. همان معماری که بادگیر را می‌ساخت، کل خانه را می‌ساخت و اگر از شیشه رنگی استفاده می‌کرد، دلایل کاربردی هم داشت. پایداری هرگز از زیباشناسی جدا نبود.

Read More ›››

A Note about Houshang Seyhoun / Parviz Barati

مرد اولین‌ها
سازنده بناهای ماندگار ایران کیست؟

پرویز براتی

هوشنگ سیحون را همگان بابت طراحی و ساخت آرامگاه بزرگانی چون ابوعلی سینا، نادرشاه، کمال الملک، کلنل محمدتقی پسیان، بنای موزه شهر توس و ساختمان بانک سپه در میدان توپخانه می شناسند. با این حال نقش هوشنگ سیحون در صحنه و عرصه هنر و معماری معاصر ایران بسیار بیشتر از طراحی و اجرای این چند یادمان و سازه است. تاثیری که او به عنوان استاد و رییس دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بر شاگردان بی شمار خود داشته، تنها یکی از مصادیق این نقش مهم است. کروکی کردن یا طراحی پیش از انجام معماری فرآیندی است که هوشنگ سیحون مبتکر آن بوده. هرگز پیش از مهندس سیحون که از کودکی به نقاشی و طراحی می پرداخته چنین رسمی رایج نبوده و امروزه هم در مدارس معماری ایران از کروکی کردن طرح به عنوان یکی از تکنیک های ضروری معماری استفاده می شود.

Read More ›››

A Note about Houshang Seyhoun / Ataollah Omidvar

دلداده‌ای دور از میهن
در باب منش معمارانه و آموزشی سیحون

عطاء‌الله امیدوار

سال ۱۳۴۵ که وارد دانشکده هنرهای زیبا شدم، مهندس هوشنگ سیحون رییس آن بود. مهندس سیحون بعد از مرحوم استاد ابوالحسن‌خان صدیقی و بعد از ایشان، استادانی چون آندره گدار و محسن فروغی، ریاست دانشکده هنرهای زیبا را عهده‌دار شد. او استادی بسیار سختگیر و منضبط بود و نظم خاصی را در دانشکده به وجود آورده بود. از نتایج این اعمال نظم آن بود که برای مثال، زمانی که ریاست دانشکده را برعهده داشت، کسی جرات نداشت در آتلیه سیگار بکشد یا اوقات خود را به بطالت سپری کند.

Read More ›››

In Remembrance of Houshang Seyhoun / Ebrahim Haghighi

سیحون همیشه زنده می‌ماند
به یاد استاد هوشنگ سیحون

ابراهیم حقیقی

هنر و معماری ایران یكی از بزرگ‌ترین و اثرگذارترین اساتید خود را از دست داد، اما هوشنگ سیحون در هر بنایی كه ساخته، زنده و در میان ما است. سیحون نه فقط زندگی من كه زندگی بسیاری از كسانی كه از دهه ۴۰ وارد دانشگاه تهران شدند را تغییر داد. او چیزهایی به ما آموخت كه پایه‌های زندگی ما شد. سیحون معمار زندگی شاگردانش بود. در سال ۴۸ بعد از تغییرات سیاسی كه در پی مبارزات دانشجویی و صنفی به وجود آمد ریاست دانشكده هنر به دكتر میرفندرسكی سپرده شد، اما سیحون همچنان در این دانشكده تدریس می‌كرد.

هنر میراث خانوادگی دكتر سیحون بود. او در خانواده‌یی بزرگ شد كه موسیقی در آن جاری بود. دایی او احمد عبادی كه خود موسیقی سه تار را از مادر سیحون آموخته بود، یكی از تاثیرگذارترین موسیقیدانان ایرانی است و او هم مانند خواهرزاده خود تا موسیقی ایران برجاست، زنده خواهد ماند. بعد از سال‌ها معاشرت، سفرهای دانشجویی و در نهایت مصاحبه‌یی كه برای تهیه مستندی از زندگی ایشان، حدود چهار سال پیش انجام دادم، می‌توانم بگویم كه محبوبیت و مقبولیت آثار او از ارتباطی بود كه با جامعه خود می‌گرفت.

او همانقدر بنا و ساختمان را می‌شناخت كه فرهنگ و جامعه مردم خود را. او روح زندگی را از همین ارتباط با مردم می‌گرفت و به بنایی می‌داد كه ساخته بود. آن بنا به معجزه همین كار زنده می‌شد و با مردم خود زندگی می‌كرد. شكوه هنر سیحون در همین ارتباط و شناخت‌زاده می‌شد. در زمان دانشجویی سفرهای زیادی با او داشتیم. یكی از بهترین بخش‌های تدریس او همین سفرها بود. برای دانشجوی معماری آن زمان كه یكراست از جهان ریاضیات به دانشكده معماری پرتاب شده بود، این سفرها نه تنها آشنایی با معماری ایرانی بود كه حكم اولین مواجهه با واقعیت زندگی و جامعه ایرانی را هم داشت. دست قوی و تیزی در طراحی داشت و تا همین اواخر هم نمایشگاه‌های طراحی او در كانادا برگزار می‌شد. چنان با مهارت طراحی می‌كرد و كروكی می‌كشید كه همه ما را شیفته این كار كرده بود. همو بود كه یادمان داد فاصله مغز و دست، فكر و قلم را چطور كوتاه كنیم و چگونه هرچه را كه در ذهن داریم روی كاغذ بیاوریم. این‌ چیزی نیست كه برایش رشته درسی گذاشته باشند، مهارتی نیست كه استاد با درس و پای تخته بتواند یاد دهد. این خود سیحون بود كه شاگردانش را شیفته علم و هنر معماری می‌كرد.

همه آثاری كه معماری آن بر عهده سیحون بود، مقبره‌ها و آرامگاه‌هایی كه ساخته، بناهای اداری كه معماری كرده است، همه اینها از نسبت‌های طلایی معماری ایرانی گرفته شده و نماهای آن مستقیما از هندسه معماری ایرانی- اسلامی اقتباس شده. مهم نیست مردمی كه این بناها را می‌بینند، معمار آن را بشناسند، مهم نیست بدانند بنایی كه تماشای آن چنین با زندگی‌شان عجین است ساخته ذهن و دست هوشنگ سیحون بوده یا معمار دیگری. مهم این است كه سیحون تا زمانی كه معماری ایران زنده است، كنار ما است. شاگردان آن روز استاد هر یك امروز اساتید بزرگ معماری در دانشگاه‌های ایران هستند و این ماندگارترین میراث مردی است كه هنر ایران مدیون او است. هوشنگ سیحون نمی‌میرد!

 


↑ برگرفته از روزنامه اعتماد (شماره ۲۹۷۱، ۷ خرداد ۱۳۹۳)