موش و گربه یا مدرنیته
اکسپو ۲۰۱۵ میلان به روایت یک شاهد عینی
ندا اکبری

ندا اکبری

علی اعطا
اینکه در تقویم رسمی کشور، روزی مختص اصنافی که نقش و جایگاهی ویژه در جامعه دارند، ثبت شده باشد، بهلحاظ نمادین موضوعی دارای اهمیت است. معمولا شاهد هستیم در چنین ایامی، به یاری رسانههای گروهی، نقشها و کارکردهای آن صنف خاص، مشکلات و آسیبها و مسائلی از این دست، مورد توجه افکار عمومی قرار میگیرد و به یک معنا، فرصتی جهت بازخوانی فعالیتهای آن حوزه پدیدار میشود.
حوزه معماری، تاکنون از داشتن روزی ثبتشده در تقویم رسمی، بیبهره بوده است؛ اگرچه «سوم اردیبهشت» روز پیشنهادشده بهعنوان روز معمار، یا همان روز بزرگداشت شیخ بهایی، در سالهای اخیر در محافل معماری مقبول واقع شده و اقداماتی در عرصه عمومی در حوالی این تاریخ را موجب شده است.
رویدادهای معماری در سالی که گذشت / علی اعطا
سالنامه 94 روزنامه شرق، صفحه 185

داریوش شایگان
چه دردناك است از فقدان دوستی سخن گفتن كه صمیمانه دوستش میداشتی، فضایل انسانیاش را میستودی، و تمام اوقات خوش زندگیات عجین با حضور پرثمر او بود. دوستی كه همزاد تو بود و با اینكه طی شصتواندی سال با او محشور بودی، كوچكترین رفتار ناپسندی در او نیافتی.
محمدرضا مقتدر، ابتدا هنرمندی حساس، و معماری سرشار از ذوق هنری بود كه هنوز هم كه هنوز است ردّ و نشان هنرش در بناهایی در گوشهگوشه ایران هویداست، صاحبنظران این رشته حتماً درباره آثار ماندگارش قلمفرسایی خواهند كرد.
رامتین فرزاد
تهران، برخی از بهترین بناهای خود، بهویژه، در ناحیه مرکزی شهر را که هنوز دیدنیترین ناحیه شهر است، وامدار ایرانیان مسیحی است. در این ناحیه به غیر از میدان حسنآباد که با آن معماری دلپذیر، هنوز از شکیلترین میدانهای شهر است، چند عمارت زیبای دیگر نیز وجود دارد که عبارتند از: ساختمان پست، کاخ دادگستری، کاخ گلستان، بنای وزارت خارجه، بانک سپه، بانک ملی شعبه مرکز، باشگاه افسران، موزه ایران باستان، کاخمرمر، و شاید چندعمارت دیگر. همه این عمارتها به استثنای کاخگلستان (از کارهای دوره قاجاریه) و موزه ایرانباستان که طراح آن آندره گدار بوده است، کار ایرانیان مسیحی است. اگر این مجموعه را از وسط شهر تهران برداریم، چیزی جز کوچهپسکوچههای کمارزش باقی نخواهد ماند.
نقدی بر مسابقه المان حجمی ميدان انقلاب / صادق رشيدیفرد
روزنامه ابتکار، شماره 3041، شنبه 6 دی 1393، صفحه 16

ماندانا یزدانشناس
درباره عمارت عظیم ثابت پاسال با نیمقرن قدمت در منتهاالیه شمالی خیابان جردن قدیم، آنچه در هیاهوی اینروزهای رسانهها مبنی بر نگرانی از تخریب آن گم شد، ارزشی است که بنا در مقیاس کلان یکشهر میتواند داشته باشد. به عبارتی نقش شهری آن در سایه عظمت معمارانهاش نادیده گرفته شد؛ معماریای که هرچند عاری از نشانههای سبک و سیاق ایرانی است و بیاعتنا به آنچه امروز به نام هویت ایرانی بر سر زبانهاست، اما در نوع خود حایز ارزشهای ریزودرشتی است که تحسینبرانگیز است. در بررسی این نقش، لازم است به زمان ساخت بنا بازگردیم.
لزوم آموزش معماری برای مردم جامعه / محمدحسن سرائی
روزنامه ابتکار، شماره 2989، دوشنبه 28 مهر 1393، صفحه 4

حمید نوحی
تعاریفی که اغلب از معماری ارائه میشود، توصیفی از ویژگیهای آن است و کمتر جامعیتش را در بر میگیرد. معنا دادن به فضا و خلق یا دمیدن احساس در آن را شاید بتوان جامع و مانعترین تعریف برای معماری در نظر گرفت. هرچند علم و فن نقش مهمی در معماری دارند، اما بیش از آنکه علم و تجربه در کار باشد، از آن جهت که تمامیت آن، چه در مرحله خلق فضا و چه در مرحله بهرهبرداری با امر حسی در ارتباط قرار میگیرد، هنر محسوب میشود.
سعید برآبادی
دوبوار در جنس دوم تمرکز اصلیاش را بر نقدی میگذارد که بر اساس آن، این زنان هستند که محقند درباره زنان و نحوه فعالیتهایشان سخن بگویند. او معتقد است سازوکار تفکر زنانه آنجا میتواند به نمود عینی یکنقد درست منجر شود که مخاطبش، تحلیل اثری از همین جنس باشد. بنابراین این نوشته کوتاه در همان ابتدا با یک از همپاشیدگی میان ایده و آنچه که مطالبه میکند، روبهرو است. با این همه بهنظر میرسد معماری در ایران، کمی لای در را باز گذاشته تا زنان معمار نیز حق مشارکت در ساخت و توسعه فضاهای مصنوع را بر اساس توان و تجربه خود به دست آورند و این موضوعی است که لزوم توجه به جایگاه معماری زنان را بیشتر از قبل میکند.
عبور از این نوع نگاه به سمت جایگاهی که امروز معماری زنان متمایل به آن است، سخت بهنظر میرسد، آنچنان که اینجا دیگر موضوع شاید دقیقا معماری نباشد بلکه سهمخواهی زنان در مشارکت اجتماعی بیشتر و تاثیرگذاری نگاهشان در معماری امروز کشور است.