مرگ چنین خواجه، نه کاریست خُرد
داریوش شایگان، به روایت محمدرضا حائری


مهشید معتمد

سعید برآبادی
شما این میزگرد را در تاریخ ۲۷ مهرماه میخوانید اما در حدود هفت روز از تهیه آن گذشته است. در این مدت اتفاقات زیادی حول محور «فراخوان ایده برای جایگزینی مجموعه پلاسکو» افتاده؛ بحثهای زیادی در گرفته، حرفهای زیادی زده شده و احتمالا خیلیها را از جمله کسبه پلاسکو دلخور کرده است. این میزگرد قرار بود به واکاوی این فراخوان بپردازد اما در عمل به بررسی موضوع پلاسکو و یافتن جایگزینی برای آن معطوف شده و لابد حالا که مهلت شرکت در این فراخوان عمومی پایان یافته، کنجکاویهای بیشتری برای خواندن آن وجود دارد. در این میزگرد، ایرج کلانتری و فرخ زنوزی از مهندسین مشاور باوند، بهعنوان مدیر برگزاری مسابقه، ترانه یلدا، معمار و شهرساز، محمدرضا حائری، معمار، شهرساز و سردبیر نشریه اندیشه ایرانشهر، محمدعلی سعادتی، قائممقام شهردار منطقه ۱۲ تهران، نوا توکلیمهر، معمار منظر و سردبیر نشریه شهر و منظر و مهرداد زوارهمحمدی، معمار و نماینده کمیته مسابقات معماری حضور دارند و به علت طولانیشدن گفتوگو، تا حد امکان نقش برگزارکننده کمرنگ شده است. آنچه پیشِروست، قطعا در روزهای آینده میتواند بحثهای تازهای را درباره آینده پلاسکو رقم بزند گواینکه شاید هم نوشدارویی پس از پایان مهلت فراخوانی باشد که این میزگرد سعی در تمدید آن داشت اما به نتیجه نرسید؛ همچنان که پایان این میزگرد باز مانده است.

آرش بصیرت
در سال ۲۰۱۳، وبسایت Building Design Online اقدام به انتشار مجموعهای تحت عنوان «10 کتاب که هر دانشجوی معماری باید بخواند» کرد که در آن، الیس وودمن (Ellis Woodman) و آنا وینستون (Anna Winston) در قالب تکهنوشتههایی، به معرفی ۱۰ کتابی نشستند که به گمانشان، تاثیرگذارترین کتابها در شکلگیری عناصر گفتمان معماری معاصر و سازوکارهای آموزش معماری بودند. هرچند عدم حضور نامهایی همچون اوسوالد متیوز اونگرز (Oswald Mathias Ungers)، پیتر آیزنمن، و کی مایکل هیز (K. Michael Hays) در میان نویسندگان مجموعه انتخابشده به وضوح نمایان است، اما بیشک، انتخابها در غالب موارد، آشکارا دقیق و مجدانه درست است.
وبسایت اتووود در قالب مجموعهای تحت عنوان ۱۰ کتاب که هر معمار باید بخواند، به معرفی مجموعه فوق پرداخته و به موازات آن، تلاش کرده است به کمک ارجاعدهیهای درونمتنی به لایههای پسزمینهای و معرفتی هر کتاب و البته دیگر منابعی که به این کتب پرداختهاند، تصویری کاملتر از آن کتاب ارائه دهد.
امروزه که روندهای مسلط معماری در دنیا، آن را با استیلای تصویر و امر بصری مواجه کردهاند، سختتر میتوان از وجه سیاسی معماری سخن گفت. گویی از معماری سیاستزدایی شده و به امری تماشایی فروکاست یافته است، اما آیا میتوان سیاست را جایی بیرون از فرم بیرونی که محل ظهور امر تماشایی است جستوجو کرد؟
پویان روحی
کلمان گرینبرگ مقاله معروف خود «آوانگارد و کیچ»، (۱۹۳۹) را به این شکل آغاز میکند: «یک تمدن در یک زمان، آثار متفاوتی همچون شعری از تیاسالیوت و آهنگی از تین پن الی، یا نقاشیای از ژرژ براک و تصویر روی جلد مجله «عصر شنبه» را تولید میکند. تمام این آثار، جزئی از فرهنگ و محصول یک جامعه هستند». او درادامه شرایطی را توصیف میکند که در آن، جامعه رو به زوال است و درنتیجه، وضعیت بیتحرکی ایجاد میشود که در آن، درونمایههای یکسان به شکلی مکانیکی در آثار هنری مورد استفاده قرار میگیرند. در این وضعیت زوال اما، نشانههای امید هم دیده میشود. بعضی از افراد جامعه، این مرحله پایانی فرهنگ را نمیپذیرند. آنها در جستوجو برای فرارفتن از این شرایط، چیزی را تولید میکنند که جامعه بورژوای غربی تابهحال آن را نشنیده بوده است: آوانگارد.

ایمان رئیسی
بیماری آموزش معماری، در ایران امروز مزمن است و وضعیت آموزش معماری در ایران هم مشابه بدنی در حال احتضار. برای کالبدشکافی این بیمار مناسبتر است که تعدادی از اجزای تشکیلدهنده آن را شکافته و مورد نقد قرار داد. به نظر میرسد که این بدن را در هشت حوزه میتوان تشریح کرد: یک: رویکرد سیستم آموزش، دو: نحوه انتخاب دانشجوی معماری، سه: سیستم قانونگذار و سرفصلها، چهار: مدرس، پنج: دانشجو، شش: مکان و امکانات، هفت: هویت اختصاصی هر دانشکده، هشت: رابطه دانشگاه با حرفه. برای نزدیکشدن به موضوع ترجیح میدهم که این موضوع را با توجه به تجربههای شخصی و بهطور خلاصه مورد نقد قرار دهم، چون بحث بسیار مفصل است و دوستان رسالههای دکتری در اینباره نوشتهاند.