معماری بهمثابه پسزمینه و سازماندهنده رویدادها
نگاهی به گفتار «معماری چیست؟» از بن ون برکل
بن ون برکل، معمار برجسته هلندی و موسس دفتر معماری «یوان استودیو»۱، از جمله چهرههای پیشرو در پیوند میان نظریه معماری و فرآیندهای پیچیده دیجیتال و سازمانی است. او که همواره بر اهمیت تحقیق و نوآوری در این دیسیپلین تاکید دارد، در گفتار «معماری چیست؟»۲، به پرسشی بنیادین پاسخ میدهد. دیدگاههای ون برکل در این زمینه، نه بر فرمهای صلب و ایستا، بلکه بر پویاییهای اجتماعی و سازماندهی فضایی متمرکز است. او با نقد نگاه سنتی که معماری را صرفا یک ابژه بصری در پیشزمینه میبیند، افقهای جدیدی را در مورد نقش معمار به عنوان یک میانجی اجتماعی و علمی ترسیم میکند.
تبیین هستیشناسی معماری: گذار از پیشزمینه به پسزمینه
ون برکل در تبیین ماهیت معماری، موضعی متفاوت نسبت به انگارههای رایج اتخاذ میکند. او معتقد است که معماری در واقع، نوعی پسزمینه۳ است؛ امری که ما آن را در لایههای زیرین تجربه زیسته خود حس میکنیم. از منظر وی، معماران و منتقدان اغلب در تاکید بر معماری به عنوان عنصری که همواره در پیشزمینه۴ قرار دارد، مبالغه میکنند. در مقابل این نگاه کالبدمحور، برکل استدلال میکند که جذابترین جنبه معماری، قدرت آن در گردهمآوردن افراد و مهندسیکردن رویدادها و اتفاقات۵ است. معماری از دیدگاه او، فراتر از دیوارها و سقفها، بستری برای ایجاد یک محیط اجتماعی۶ خاص است که میتواند گفتمان اجتماعی۷ را تحریک کرده و ارتقا بخشد. بنابراین، کیفیت بنیادین معماری در توانایی آن برای تولید فعالیتهای جدید و تعاملات انسانی نهفته است، نه در فانتزیهای مرتبط با خودآیینی۸ فرمال.
تمایز میان دیسیپلین معماری و عمل ساختمانسازی
یکی از محورهای اصلی استدلال ون برکل، تفکیک قائلشدن میان دیسیپلین معماری۹ و عمل صرف ساختمانسازی۱۰ است. او بر این باور است که دیسیپلین معماری دارای یک عمق تاریخی۱۱ و تبارشناسانه است که آن را از بناهای معمولی متمایز میکند. او با اشاره به تاریخ معماری هلند، بیان میکند که درک درست تاریخ به معنای درجا زدن در گذشته نیست، بلکه ایجاد فضایی برای اندیشیدن به آینده است. از دیدگاه او، میتوان با بهرهگیری از کیفیتهای یافتشده در تاریخ، دست به گمانهزنیهای آیندهنگرانه۱۲ زد تا معماری بتواند کارکردهای متفاوتی را در جهان پیشرو بر عهده بگیرد.
اولویت سازماندهی فضایی بر فرم
در پارادایم فکری ون برکل، سازماندهی۱۳ نقشی به مراتب کلیدیتر از فرم ایفا میکند. او تاکید میکند که سازماندهی معمارانه، ابزار اصلی برای دستیابی به یک زندگی باکیفیتتر است و کشف الگوهای نوین سازماندهی باید در اولویت فرآیند طراحی قرار گیرد.
جایگاه معمار به مثابه دانشمند عمومی
ون برکل با بازنگری در جایگاه حرفهای معمار، این پرسش را مطرح میکند که آیا معمار امروز یک هنرمند است یا یک دانشمند؟ برکل خود را بیشتر یک دانشمند عمومی۱۴ تعریف میکند. این مفهوم دلالت بر معماریای دارد که با تکیه بر مجموعهای از ایدهها، تئوریها و دادههای علمی، زیربنای پروژههای خود را پیریزی میکند و از این طریق به تولید دانش در عرصه عمومی میپردازد.
راهبردهای طراحی: هیبریداسیون و بازتفسیر کاربری
ون برکل در فرآیند طراحی خود از مفهوم ترکیب مجدد و هیبریداسیون۱۵ استفاده میکند. او معتقد است که معماری امروز نباید در بند دستهبندیهای صلب کارکردی بماند. به عنوان مثال، یک فروشگاه بزرگ۱۶ با طراحی مناسب میتواند به یک موزه تبدیل شود. این تغییر ماهیت از طریق تبدیل اشیاء به آثار هنری و فراهمکردن فضایی برای معاشرت و دیدهشدن افراد صورت میگیرد. برکل به دنبال بازتفسیر عمومی۱۷ از نحوه استفاده از فضاهاست تا مکانهایی خلق کند که فراتر از استانداردهای معمول، به نیازهای اجتماعی پاسخ دهند.
روششناسی مبتنی بر تحقیق و تحلیل جریان
رویکرد عملیاتی ون برکل بهشدت متکی بر علوم اجتماعی۱۸ و ابزارهای دیجیتال است. او فرآیند کار خود را از اسکیسهای اولیه تا تحلیلهای کامپیوتری پیچیده توصیف میکند که در آن از اسکریپتنویسی۱۹ برای تولید مدلهای آزمایشی و پرینتشده استفاده میشود. یکی از تکنیکهای محوری او، تحلیل جریان افراد۲۰ و بررسی دقیق گروههای کاربری۲۱ در سایت پروژه است. این دادهها در نهایت به یک مدل زمانی۲۲ تبدیل میشوند تا مشخص گردد چه نوع سازماندهی فضایی برای آن مکان خاص مناسب است. ون برکل تاکید میکند که این تنوع در روشهای کاری باعث میشود که دفتر او به یک سبک خاص و تکراری محدود نشود و هر پروژه پاسخی منحصربهفرد به کانتکست خود باشد.
پدیده «پستصویر» و تعمیق تجربه فضایی
در لایه نهایی نظریه ون برکل، مفهوم پستصویر۲۳ قرار دارد. او بر این باور است که ارزش واقعی یک اثر معماری در اولین برخورد بصری خلاصه نمیشود، بلکه در آن چیزی است که «در پس» معماری یافت میشود. از نظر او، معماری باید بتواند اندیشههای ثانویه۲۴ را در ذهن مخاطب ایجاد کند. او با بهرهگیری از تکنیکهای متنوع و کیفیتهای فضایی مختلف، به دنبال عمیقتر کردن تجربههای معماری۲۵ است. در این نگاه، ساختمان به گونهای طراحی میشود که کاربر در طول زمان و از طریق حضور در آن، لایههای جدیدی از فضا را کشف کند؛ تجربهای که پس از ترک بنا نیز در ذهن او باقی میماند.
جمعبندی
تحلیل آراء بن ون برکل نشان میدهد که معماری در نگاه او، ابزاری قدرتمند برای مداخله در کیفیت زندگی، از طریق سازماندهی مجدد فضا و رویداد است. وی با جابهجایی تمرکز از فرم بصری به فرآیندهای سازماندهی، و با تعریف نقش معمار به عنوان یک دانشمند عمومی، سعی در بازگرداندن معماری به بطن جامعه دارد. مفهوم پستصویر به عنوان غایت تجربه فضایی، نشاندهنده تعهد او به خلق معماریای است که نه تنها به عنوان یک پوسته فیزیکی، بلکه به عنوان یک محرک ذهنی و اجتماعی، در حافظه جمعی باقی میماند. این رویکرد شبکهای و غیرسبکگرایانه، مسیری نو برای پیشرفت تدریجی دیسیپلین معماری در جهان معاصر میگشاید.
[1] UNStudio
[2] “UN Studio, Ben van Berkel: What is Architecture?”
Interview by Luca De Giorgi, Julie Marthe Hoffmann, and Olaf Grawert.
Published on the WIA – What Is Architecture? YouTube channel, March 24, 2017.
[3] Background
[4] Foreground
[5] Engineering events and happenings
[6] Social environment
[7] Social discourse
[8] Autonomy
[9] Discipline of architecture
[10] Building
[11] Historical depth
[12] Speculation
[13] Organization
[14] Public Scientist
[15] Hybridization
[16] Department store
[17] Public reinterpretation
[18] Social science
[19] Scripting
[20] Flow of people
[21] User groups
[22] Time model
[23] After Image
[26] After thoughts
[25] Deepening the experiences of architecture