پاویون پناه / دفتر معماری هشت

Panah Pavilion / Hasht Architects

پاویون پناه

دفتر معماری هشت (شهاب احمدی، ایمان هدایتی)

موقعیت: مشهد، ایران
تاریخ: ۱۴۰۱
مساحت: ۸۱ مترمربع
وضعیت: ساخته‌شده
کارفرما: شهرداری مشهد
همکاران طراحی: علی احمدی، نیلوفر محمدزاده
سازه: علیرضا میری طایفه‌ فرد، سعید فتوحی
تیم اجرا: شهاب احمدی، امیر ظریف، علی احمدی
عکس: استودیو دید

موضوع پروژه، طراحی یک پاویون (کوشک شهری) با مضمون «ضامن آهو» بود که بتواند بخشی از جریان تعاملی مردم با شهر باشد. سایت پروژه در مشهد، رو‌به‌روی حرم امام‌رضا(ع) و در میانه‌ یک گره فعال شهری، مابین فلکه آب و حرم قرار داشت که به سبب حضور زائران و عابران، حیات روزانه و شبانه در آن بسیار فعال بود. تصمیم ما در برخورد با مسئله، به دو بخش کلی تقسیم می‌شد: اول این‌که پاویون می‌بایست بیان معاصری از موضوع پروژه، و در نقش یک ارگانیسم زنده، بخشی از فراگرد ارتباطی مردم با شهر باشد؛ و دوم این‌که این مهمان تازه باید در سایتی پر ازدحام که هویتی مذهبی، تاریخی، فرهنگی، و ماهیتی مفصلی (میان شهر و حرم) دارد، به عنوان یک سوژه مستقل، ولی متصل به ساختار مجموعه قرار بگیرد.

پاویون پناه / دفتر معماری هشت
Courtesy of Hasht Architects | Photo: Deed Studio

در مواجهه با مضمون اثر، به دنبال مفهومی بودیم که هم وجهی استعاری از موضوع پروژه باشد و هم زبان مشترکی بین معنای ذهنی و فضای عینی برقرار کند تا برای مخاطبان ملموس‌تر باشد. از این‌رو، به کلمه «پناه» رسیدیم که به نظر می‌رسید بتواند درک مشترکی را بین مخاطبان از نسل‌های مختلف ایجاد ‌کند. در فرایند طراحی نیز سعی کردیم تا در مسیر پرداخت به مفهوم پناه (ضامن آهو)، جریانی همراه با حال درونی مخاطبان را روایت کنیم؛ کشاکشی همیشگی بین جسمی که به زنده‌بودن دچار است و روحی که در این قالب نمی‌گنجد و به شوق زندگی‌کردن، به پرواز در می‌آید؛ دوگانه‌ای آشنا که به دنبال یک قرار می‌گردد و آن، اتصال به نور حق است. «پناه» مجالی است هرچند کوتاه در هیاهوی شهر تا مخاطبانش را اندکی مشغول به درنگ کند؛ سفری کوتاه از برون به درون، به بهانه نگاه به خویش، و فرصتی برای خیال در انکسار آب و آینه. 

پاویون پناه / دفتر معماری هشت
Courtesy of Hasht Architects | Photo: Deed Studio

در طراحی فرم و فضا، از ساختار چهارطاقی به عنوان اولین و مهم‌ترین الگوواره کوشکی در معماری ایرانی، و بازتعریف آن در قالب موضوع پاویون (کوشک شهری) استفاده کردیم. بر این اساس، صفه‌ای مربعی با ابعاد ۹ در ۹ متر در نظر گرفتیم و هندسه نه‌قسمتی را روی آن متصور شدیم. پس از آن، با حذف توده از گوشه‌ها، امکانی به نام «فضای بیرونی و فضای درونی»، هم‌زمان روی صفه ایجاد شد. سپس به پوک‌کردن فضای درونی پرداختیم، و به این ترتیب، در سبک‌ترین حالت، تنها جرزها باقی ماندند. حال، پوسته‌ها را در ادبیاتی معاصر، به شکلی سیال و استعاره‌ای از روح در نظر گرفتیم که در حال تلاش و تکاپو برای رسیدن به قرار است. وجه بیرونی پوسته‌ها به رنگ تیره، بیان‌گر آلایش‌ و روزمرگی‌هایی است که روح و جان انسان را زنگار می‌بندند. وجه داخلی صفحات نیز که در مجاورت آب (مظهر پاکی در فرهنگ و هنر ایرانی)، از آن زنگار زدوده شده، از جنس آینه جلایافته، و بیانی از گوهر وجودی انسان، از جنس آرامش و قرار است. به تعبیر دیگر، پاویون با برداشتی از ساختار اصلی حرم و ایوان طلا، و با زبانی معاصر، در تلاش است تا شرح‌ حال پناه‌آورندگان به این دیار و آلایش و پالایش بیرونی و درونی آن‌ها را بیان کند، و به این ترتیب بتواند در نقش یک مفصل پویای شهری، با ساختاری نیمه‌شفاف و استعاری، زبان مشترک لایه‌های کالبدی و فرهنگی بستر خود باشد.

پاویون پناه / دفتر معماری هشت
Courtesy of Hasht Architects | Photo: Deed Studio

در تجربه درونی پاویون، مخاطب پس از ورود و قرارگرفتن در فضای داخلی، تصاویر خود را در وجوه داخلی می‌بیند. انکسار تصاویر مخاطبان (به عنوان اجزای زنده فضا) در پوسته‌های آینه‌کاری شده، هر آن، جلوه متفاوتی به فضا می‌دهد. مخاطب با حضور در برابر آینه‌ها، در یک لحظه نه خود را می‌بیند و نه دیگران را، و هم خود را می‌بیند و هم دیگران را؛ آمیختگی و دیالکتیکی از هم‌زمانی فردیت و جمعیت (وحدت در کثرت، و به‌عکس) که اساس مکتب عرفانی شرق است. تماشا و لمس آب، انعکاس نور و سایه‌ها، شنیدن صدای آب و نوایی دل‌نشین که در فضای پاویون پخش ‌می‌شود، و دانه‌دادن به پرنده‌ها توسط مردم در بخش بیرونی پوسته‌ها، جزو تجربه‌های چندحسی است که یادآور نوستالژی حضور و خلوت در فضاهای خاطره‌انگیزی همچون حرم امام‌رضا(ع) است. این ابزارهای تعاملی ضمن ایجاد حس مشارکت، سبب سرزندگی و پویایی بیشتر فضا می‌شوند که این امر رنگ تعلق ویژه‌تری به این مکان می‌بخشد‌، و تجربه‌ای به‌یادماندنی، مخصوصا برای بچه‌ها خواهد بود.

پاویون پناه / دفتر معماری هشت
Courtesy of Hasht Architects | Photo: Deed Studio

به دلیل محدودیت‌های مالی و زمانی، و نیز ازدحام جمعیت در سایت پروژه، تلاش کردیم تا طرح را با روشی ساده اجرا کنیم. ابتدا پوسته‌ها را به صورت پیش‌ساخته در کارگاه ساختیم و به محل پروژه منتقل کردیم. اسکلت پوسته‌ها از پروفیل‌های فلزی قوطی ۸۰ در ۴۰ و ۴۰ در ۴۰ ساخته شد، و سپس فرم منحنی نهایی از قرارگیری میلگردها روی شاسی، و اجرای مش فلزی روی آن به دست آمد. پی به دلیل این که نباید ارتفاعی بیش از یک پله می‌داشت، با پروفیل IPE18 اسکلت‌بندی، و فضای خالی آن با شن درشت (گراول) پر شد، و بعدا کف‌پوش‌های پلیمری ۴۰ در ۴۰ روی آن قرار گرفتند. هم‌زمان، پوسته‌ها روی پی سوار شدند و سیمان‌کاری و سپس آینه‌کاری روی آن‌ها انجام شد. حوض نیز به صورت ماژول پیش‌ساخته، و از ترکیب GFRP و ورق فلزی CNC شده، به همراه مکانیزم‌های نور و صدای تعبیه‌شده در آن، ساخته و سپس در محل پروژه نصب شد. همچنین همه تاسیسات روشنایی به صورت پروژکتور روکار نصب شدند.

Panah Pavilion

Hasht Architects (Shahab Ahmadi, Iman Hedayati)

Location: Mashhad, Iran
Date: 2022
Area:
81 sqm
Status: Completed
Client: Mashhad Municipality
Design Team: Ali Ahmadi, Niloufar Mohammadzadeh
Structure: Alireza Miri Tayefeh Fard, Saeid Fotouhi
Construction Team: Shahab Ahmadi, Amir Zarif, Ali Ahmadi
Photo: Deed Studio

The issue of the project was to design a pavilion (urban Kushk) with the theme of “The Guarantor of the Deer” (one of the famous titles of Imam Reza) that could be a part of the interactive flow of people with the city. The project site was located in Mashhad, facing the shrine of Imam Reza, and in the middle of an active urban node between the Ab square and the shrine, where is a lively day and night life, due to the presence of pilgrims and passers-by. Our decision in dealing with the problem was divided into two general parts: First, the pavilion should be a contemporary expression of the project’s theme, and a part of the communication process between people and the city, in the role of a living organism; Secondly, this new guest must be placed in a crowded site that has a religious, historical, cultural identity, and a joint quiddity (between the city and the shrine), as an independent subject, but connected to the structure of the complex.

Faced with the theme of the work, we first looked for a concept that is both a metaphorical aspect of the project’s matter, and a common language between the mental meaning and the objective space; So that it is more tangible for the users. Hence, we arrived at the word “Shelter”, which seemed to be able to create a common perception between different generations of users. In the design process, we tried to narrate a flow along with the user’s inner state while paying attention to the concept of shelter; A constant struggle between the body that is prone to being alive, and a soul that does not fit in this physique, and flies with the passion of living; A familiar duality that seeks tranquility, which is a kind of connection to the light of truth. Panah (a Persian word meaning shelter in English) is a chance, albeit a short one, in the hustle and bustle of the city, to keep its users in contemplation; A short journey from the outside to the inside with the point of looking at oneself, and an opportunity to imagine in the refraction of water and mirrors.

In designing the form and space, we used a four-centered arch structure as the first and most important model of pavilion in Iranian architecture called “Kushk”, and redefined it in the form of a pavilion in its original meaning (urban Kushk). Based on this, we considered a square row with dimensions of 9 x 9 meters, and envisioned a 9-part geometry on it. After that, by eliminating the mass from the corners, a possibility called “external space and internal space” was created on the podium, at the same time. Then, we started to hollow out the inner space. In this way, only pillars remained in the lightest state. We considered the shells in contemporary literature as a fluid form, and a metaphor of the soul that is trying and struggling to reach its destination of peace and quiet. The outer face of the shells is dark in color, and represents pollution and everyday life that corrodes the human spirit. The inner surface of the plates, which is near water (a symbol of purity in Iranian culture and art), and has been removed from that rust, is made of a polished mirror, and is an expression of the essence of human existence, of peace and tranquility. In other words, the pavilion with an impression of the main structure of the Shrine and the golden porch, is trying to be a narrator of peace seekers and their inner and outer pollution and purification to this land. In this way, it can play the role of a dynamic urban joint with a semitransparent and metaphorical structure, and the common language of the physical and cultural layers of its substrate.

In the inner experience, the user sees his own images in the interior space, after entering and being placed there. The refraction of the users’ images as living parts of the space in the mirrored shells gives a different effect to the space. By being in front of the mirrors, the audience sees neither himself nor others at the same moment, and sees both himself and others; fusion and dialectic of the simultaneity of individuality and crowd (unity in plurality and vice versa), which is the basis of the Eastern mysticism. Watching and touching the water and the reflection of light and shadows, hearing the sound of water and the pleasant tune that spreads in the pavilion space, and giving seeds to the birds in the outer part of the shells by people, are among the multi-sensory experiences. These remind the nostalgia of the presence and solitude in memorable spaces like the shrine of Imam Reza. These interactive tools make the space more alive and dynamic, while creating a collaborative feeling. This will be a lifetime experience, especially for children, and it will give a more special color to this place.

Due to financial, time and crowding restrictions at the project site, we tried to implement the plan in a simple way. First, we made prefabricated shells in the workshop, and transported them to the project site. The skeleton of the shells was made of 80×40 and 40×40 can metal profiles. Then, the final curved form was obtained by placing the rebars on the chassis, and implementing the metal mesh on it. The foundation was framed with the IPE18 profile, because it should not have a height of more than one step. Its empty space was filled with coarse sand (gravel), and later 40×40-polymer flooring was placed on it. At the same time, the shells were mounted on the foundation, and cementing and then mirror installing were done on them. The pond was also made as a prefabricated module, and made of a combination of GFRP and CNC metal sheet, along with light and sound mechanisms built into it, and then installed at the project site. The lighting facilities were all installed in the form of surface projectors.

Leave A Comment

Your email address will not be published.