ساختمان دروس
سیدحامد حسینی
دفتر طراحی میانرشتهای کلوان (امیر یاری، سارا بروجردی، رهام احمدیان)
«اولینها» را عموما تاریخ فراموش نمیكند؛ صفحات بیشمار دانشنامهها مملو از نام و یاد افرادی است كه برای نخستین بار، پایشان را از گلیمشان فراتر بردند و آنچه را گفتند یا آنچه را كردند كه دیگران نگفته و نكرده بودند. «اولینها» را عموما تاریخ فراموش نمیكند، اما صفحههای مجازی و حقیقی تاریخ معماری معاصر ما از یاد و نام «اولین» نسل زنان معمار خالی است. صرفا نگاهی به صفحه ویكیپدیای فارسی با رده زنان معمار اهل ایران، نشان میدهد كه این نسل چگونه به باد فراموشی گرفته شدهاند. غبار فراموشی در وضعیتی بر آثار نسل نخست زنان معمار ایران فرو ریخته است كه معماریكردن زنان در تاریخ معماری ایران، عملا امری ـ اگر نگوییم بیسابقه ـ بسیار كمسابقه بود. كمتر از ۱۰۰ سال پیش، عرصهای كه عمدتا در ید مردان بود، با چرخشی، فرصت را به زنان نیز میدهد. نكتار آندروف پاپازیان را نخستین زن معمار معاصر ایران میدانند؛ زنی كه میخواست مهندسی معدن بخواند، نخستین زنی بود كه دیپلم ریاضی گرفت، و نخستین زنی بود كه پابهپای همسر معمارش، معماری كرد و معمار ماند.

آرش نصیرى
بحث زمینه و نحوه برخورد با آن، همواره یکی از مسائل چالشبرانگیز میان معماران عموما نوگرا و منتقدان آنان بوده است. این بحث بارها از زبان افراد مختلف شنیده شده و در مواجهه با پروژههای بعضا نوگرا، این سوال مطرح شده است که پس کانتکست چه شد؟ بعد از این، چه بر سر کانتکست خواهد آمد؟ آیا به کانتکست توجه کردهاید؟ این معماری که ربطی به زمینه ندارد؟ و …؛ البته با پاسخهای مختلف و بعضا رندانهای در جهت نفی این ارتباط یا اتصال ضمنی به آن نیز مواجه بودهایم.

حمیدرضا خوئی
مرثیهگفتن برای هنرمندان یا متفکران یا دانشمندان، کاری خلاف جنس وجود آنان است. برای تکریم و تعزیز ایشان، باید ـ بهجای افسوسخوردن ـ به آثارشان نگریست و آنها را فهمید؛ چه، با فهم آثار آنها، به احوالشان نزدیک میشویم و به بهترین وجهی از آنان یاد میکنیم؛ تکریم حقیقی همین است. با همین نگاه، دیشب صفحه فرهاد احمدی فقید را گشتم و دلم خواست که تصاویر «مرکز فرهنگی اصفهان» را مرور کنم، و در پی آن، فکر کردم یکی از صفات طرح را شرح کنم و آن را بنویسم.

امروزه، با توجه به انفجار جمعیت، مشکلات اقتصادی، تورم و …، خانه تبدیل به آخرین پناهگاه بشر شده است. ارجحیت سکنیگزیدن به زیستن موجب شده است تا خانهها جای خود را به آپارتمانهای کوچک و بزرگی بدهند که نه فقط در ظاهر، بلکه در نام و نشانشان نیز با شهر و مردمان آن غریبهاند که با وجود نمونههای خوب، هنوز هم به عنوان بزرگترین دغدغه جوامع و اساسیترین نیاز بشر به شمار میآیند. در این راستا، کوچه در پی پرداختن به این معضل همیشگی و همواره رو به تزاید برآمده است تا با رجوع به تجربه زیسته افراد، مواجههای دقیقتر با این موضوع داشته باشد.
