Pasargad Bank Headquarters / Naghshe Mandegar Co. + RMM Architects Office

ساختمان مرکزی بانک پاسارگاد
معمار: شرکت نقش ماندگار + دفتر معماری RMM
موقعیت: تهران، ایران
تاریخ: 1392
مساحت: 35،000 مترمربع
وضعیت: طرح پیشنهادی مسابقه / رتبه سوم
کارفرما: بانک پاسارگاد
تیم پروژه: عمید مسعودی، روزبه اسکویی، هانی رئوف، رهام مقصودلو، مرتضی خیاط‌پور نجیب، حمیدرضا ناصرنصیر، سعید شکریان، مونا میرزایی، علی درشتی، محسن تاجیک، رضا عامریان، صدف دیلمی، امیر پورمقدم، ماهان معتمدی، محمدرضا گرجی، حمیدرضا خلیلیان، محمدحسن حمزه‌لویی، شیوا زبرجدی، ژوبین هاشم‌وند، آرش مظلومی‌پور، مهدی حسینی، امیرعلی امیراکبری

project-0038_02project-0038_03project-0038_04project-0038_05

Read More ›››

A Note about Houshang Seyhoun / Parviz Barati

مرد اولین‌ها
سازنده بناهای ماندگار ایران کیست؟

پرویز براتی

هوشنگ سیحون را همگان بابت طراحی و ساخت آرامگاه بزرگانی چون ابوعلی سینا، نادرشاه، کمال الملک، کلنل محمدتقی پسیان، بنای موزه شهر توس و ساختمان بانک سپه در میدان توپخانه می شناسند. با این حال نقش هوشنگ سیحون در صحنه و عرصه هنر و معماری معاصر ایران بسیار بیشتر از طراحی و اجرای این چند یادمان و سازه است. تاثیری که او به عنوان استاد و رییس دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بر شاگردان بی شمار خود داشته، تنها یکی از مصادیق این نقش مهم است. کروکی کردن یا طراحی پیش از انجام معماری فرآیندی است که هوشنگ سیحون مبتکر آن بوده. هرگز پیش از مهندس سیحون که از کودکی به نقاشی و طراحی می پرداخته چنین رسمی رایج نبوده و امروزه هم در مدارس معماری ایران از کروکی کردن طرح به عنوان یکی از تکنیک های ضروری معماری استفاده می شود.

Read More ›››

A Note about Houshang Seyhoun / Ataollah Omidvar

دلداده‌ای دور از میهن
در باب منش معمارانه و آموزشی سیحون

عطاء‌الله امیدوار

سال ۱۳۴۵ که وارد دانشکده هنرهای زیبا شدم، مهندس هوشنگ سیحون رییس آن بود. مهندس سیحون بعد از مرحوم استاد ابوالحسن‌خان صدیقی و بعد از ایشان، استادانی چون آندره گدار و محسن فروغی، ریاست دانشکده هنرهای زیبا را عهده‌دار شد. او استادی بسیار سختگیر و منضبط بود و نظم خاصی را در دانشکده به وجود آورده بود. از نتایج این اعمال نظم آن بود که برای مثال، زمانی که ریاست دانشکده را برعهده داشت، کسی جرات نداشت در آتلیه سیگار بکشد یا اوقات خود را به بطالت سپری کند.

Read More ›››

Sharifi-ha House / Nextoffice

خانه شریفی‌ها

دفتر معماری دیگر (علیرضا تغابنی)

موقعیت: تهران، ایران
تاریخ: ۱۳۹۲
مساحت: ۱۴۰۰ مترمربع
وضعیت: ساخته‌شده
کارفرما: مژگان زارع نیری، فرشاد شریفی نیک‌آبادی
طراح: علیرضا تغابنی
همکاران طراحی: روح‌الله رسولی، فریده آقامحمدی
فاز دو: دفتر باحور (حمید محمدی، امیر طالشی)
مشاور ارشد فاز دو و تهیه نقشه‌های کارگاهی: شهناز گوهربخش
همکاران پروژه: مجتبی مرادی، نگار رهنمازاده، عسل کرمی، مجید جهانگیری، مسعود ساقی، حسین نقوی، فاطمه طباطبائیان، ایمان جلیلوند
نظارت: شهناز گوهربخش، علیرضا تغابنی
طراح سازه: سهراب فلاحی
طراح تاسیسات مکانیکی: هوفر اسماعیلی
طراح تاسیسات برقی: محمد ترکمانی
مشاور فضای سبز: بابک مستوفی صدری، امید عباس فردی
مجری: شرکت ایمن سازه فدک (داوود دوست‌محمدی، محمدرضا بهداد، امیر حجازی، محسن شمشیری)
سیستم اتاق‌های گردان: شرکت بومات
مجسمه‌ساز: محمدرضا حکیمی
نقاش: شهلا همایونی
عکس: پرهام تقی‌اف، سالار مطهری
جوایز: رتبه اول گروه مسکونی جایزه معمار ۱۳۹۲

Read More ›››

Two Iranians nominated for CGarchitect Architectural 3D Awards 2014

دو جوان ایرانی، نامزد دریافت معتبرترین جایزه تصویرسازی معماری جهان

دو جوان ایرانی به نام‌های یاسمین فتحی و آریان رون، توانستند برای نخستین بار، نام ایران را در بین نامزدهای دریافت جایزه تصویرسازی سه‌بعدی معماری CGarchitect مطرح کنند. نام رقبای توانمندی از کشورهای چین، روسیه، استرالیا، اوکراین، لهستان، پرتغال، انگلیس، فرانسه و …، در کنار نام این دو هموطن به چشم می‌خورد.

جایزه CGarchitect معتبرترین رقابت در زمینه CG (گرافیک کامپیوتری) معماری است که همه ساله، با پشتیبانی شرکت‌های شناخته‌شده نرم‌افزار و سخت‌افزارهای معماری و گرافیکی، در بخش‌های تصویر و فیلم (حرفه‌ای و دانشجویی) برگزار می‌شود. نتایج نهایی این مسابقه در تاریخ ۵ جولای (۱۴ تیر) اعلام خواهد شد.

نامزد بخش تصویر حرفه‌ای: یاسمین فتحی

event-0076_01
© 3dawards.cgarchitect.com

Read More ›››

In Remembrance of Houshang Seyhoun / Ebrahim Haghighi

سیحون همیشه زنده می‌ماند
به یاد استاد هوشنگ سیحون

ابراهیم حقیقی

هنر و معماری ایران یكی از بزرگ‌ترین و اثرگذارترین اساتید خود را از دست داد، اما هوشنگ سیحون در هر بنایی كه ساخته، زنده و در میان ما است. سیحون نه فقط زندگی من كه زندگی بسیاری از كسانی كه از دهه ۴۰ وارد دانشگاه تهران شدند را تغییر داد. او چیزهایی به ما آموخت كه پایه‌های زندگی ما شد. سیحون معمار زندگی شاگردانش بود. در سال ۴۸ بعد از تغییرات سیاسی كه در پی مبارزات دانشجویی و صنفی به وجود آمد ریاست دانشكده هنر به دكتر میرفندرسكی سپرده شد، اما سیحون همچنان در این دانشكده تدریس می‌كرد.

هنر میراث خانوادگی دكتر سیحون بود. او در خانواده‌یی بزرگ شد كه موسیقی در آن جاری بود. دایی او احمد عبادی كه خود موسیقی سه تار را از مادر سیحون آموخته بود، یكی از تاثیرگذارترین موسیقیدانان ایرانی است و او هم مانند خواهرزاده خود تا موسیقی ایران برجاست، زنده خواهد ماند. بعد از سال‌ها معاشرت، سفرهای دانشجویی و در نهایت مصاحبه‌یی كه برای تهیه مستندی از زندگی ایشان، حدود چهار سال پیش انجام دادم، می‌توانم بگویم كه محبوبیت و مقبولیت آثار او از ارتباطی بود كه با جامعه خود می‌گرفت.

او همانقدر بنا و ساختمان را می‌شناخت كه فرهنگ و جامعه مردم خود را. او روح زندگی را از همین ارتباط با مردم می‌گرفت و به بنایی می‌داد كه ساخته بود. آن بنا به معجزه همین كار زنده می‌شد و با مردم خود زندگی می‌كرد. شكوه هنر سیحون در همین ارتباط و شناخت‌زاده می‌شد. در زمان دانشجویی سفرهای زیادی با او داشتیم. یكی از بهترین بخش‌های تدریس او همین سفرها بود. برای دانشجوی معماری آن زمان كه یكراست از جهان ریاضیات به دانشكده معماری پرتاب شده بود، این سفرها نه تنها آشنایی با معماری ایرانی بود كه حكم اولین مواجهه با واقعیت زندگی و جامعه ایرانی را هم داشت. دست قوی و تیزی در طراحی داشت و تا همین اواخر هم نمایشگاه‌های طراحی او در كانادا برگزار می‌شد. چنان با مهارت طراحی می‌كرد و كروكی می‌كشید كه همه ما را شیفته این كار كرده بود. همو بود كه یادمان داد فاصله مغز و دست، فكر و قلم را چطور كوتاه كنیم و چگونه هرچه را كه در ذهن داریم روی كاغذ بیاوریم. این‌ چیزی نیست كه برایش رشته درسی گذاشته باشند، مهارتی نیست كه استاد با درس و پای تخته بتواند یاد دهد. این خود سیحون بود كه شاگردانش را شیفته علم و هنر معماری می‌كرد.

همه آثاری كه معماری آن بر عهده سیحون بود، مقبره‌ها و آرامگاه‌هایی كه ساخته، بناهای اداری كه معماری كرده است، همه اینها از نسبت‌های طلایی معماری ایرانی گرفته شده و نماهای آن مستقیما از هندسه معماری ایرانی- اسلامی اقتباس شده. مهم نیست مردمی كه این بناها را می‌بینند، معمار آن را بشناسند، مهم نیست بدانند بنایی كه تماشای آن چنین با زندگی‌شان عجین است ساخته ذهن و دست هوشنگ سیحون بوده یا معمار دیگری. مهم این است كه سیحون تا زمانی كه معماری ایران زنده است، كنار ما است. شاگردان آن روز استاد هر یك امروز اساتید بزرگ معماری در دانشگاه‌های ایران هستند و این ماندگارترین میراث مردی است كه هنر ایران مدیون او است. هوشنگ سیحون نمی‌میرد!

 


↑ برگرفته از روزنامه اعتماد (شماره ۲۹۷۱، ۷ خرداد ۱۳۹۳)

Winners of Paper Pavilion Competition

آثار برگزیده مسابقه دانشجویی کوشک کاغذی

برگزارکننده: دانشگاه بوعلی سینا همدان
هیات داوران: امیرعلی امیراکبری، علی اندجی گرمارودی، زوبین خبازی، امیر رضاییان، محمدرضا عراقچیان، صاحب محمدیان منصور 
تاریخ اعلام نتایج: اردیبهشت 1393

رتبه اول: سینا رضایی (دانشگاه مازندران)، میلاد مهدی‌زاده (دانشگاه آزاد اسلامی نور)

competition-0012_01
© www.kooshkekaghazi.ir

Read More ›››

Will the architect of the tombs have a tomb? / Saeed Barabadi

معمار آرامگاه‌ها، ‌مقبره خواهد داشت؟

سعید برآبادی

هوشنگ سیحون، تاریخ قرن اخیر معماری ایران است؛ هنری که قصد داشت مثل سینما و شعر آن روزگار، آوانگارد دوباره از نو زاده شود. تا پیش از او، معماری ایران با ظاهری متفاخر، تنها یادبود قرون گذشته بود و شاهکارهای بی‌بدیل باستانی؛ اما سیحون با ساختمان‌های مدرنش نشان داد که معماری هم می‌تواند مثل شعر نو نیما، مثل سینمای موج نو شهید ثالث، پوست بیندازد و همچنان مردم دوستش بدارند. او برای آشتی‌دادن معماری با ادبیات و زندگی روزمره مردم، سفرهای علمی را به همه کشور ترتیب داد. از دانشجویان معماری‌اش خواست که دست به قلم شوند و «کروکی» بکشند؛ همین خط‌خطی‌های روی کاغذ، بعدها، تشکیل‌دهنده اولین تصاویر از آرامگاه‌هایی بود که او برای مشهورترین چهره‌های فرهنگی و ادبی ایران ساخت.

پیش از آنکه آندره گدار به سفارش دولت، برای تنها شاعر شناخته‌شده زبان فارسی، آرامگاهی در شیراز بسازد، هیچ‌کس اینگونه با حافظ و شعر فارسی مانوس نشده بود. سیحون همان راه را ادامه داد، منتها با رفتن به سمت چهره‌هایی که در ادبیات فارسی عجیب و درعین‌حال مشهور بودند و همین موضوع نمی‌گذاشت هر معماری به آسانی، ساختن مقبره‌شان را بپذیرد و نتیجه آن شد: ساخت بیش از ۱۰ بنای یادبود و آرامگاه برای چهره‌هایی چون خیام، فردوسی، ابوعلی سینا، کمال‌الملک، عطار و… . خیام زندگی را به خوردن جامی تشبیه کرده بود؛ حالا آرامگاهش؛ جامی وارونه است که از زاویه‌های شکسته آن آفتاب به شاعر می‌تابد.

ابوعلی سینا که دانشمند ۱۲ علم روزگار خود بود، حالا در سایه ۱۲ ستون و در دل عمارتی که بی‌شباهت به گنبد قابوس نیست، نفس می‌کشد و آرامگاه فردوسی، شبیه سینه ستبر اوست وقتی که «بسی رنج بردم در این سال سی» را روایت می‌کند. هوشنگ سیحون که می‌توان او را تنها معمار ایرانی آرامگاه‌ها و مقبره‌ها به شمار آورد؛ اما حالا خود بی‌مقبره به سوی دیار باقی خواهد رفت. مقبره‌های او امروز پل‌های ارتباطی مردم با شاعران و فیلسوفان ایرانی به شمار می‌روند، اما آیا خود او بنایی برای یادبودش در ایران خواهد داشت؟

 


↑ برگرفته از روزنامه شرق (شماره ۲۰۲۶، ۷ خرداد ۱۳۹۳)