رو در رو با بنیادگرایی معماری
خانه شاعر، بازاستفاده تطبیقی و فرهنگ حذف
پویان روحی
داوود بروجنی
در دهههای اخیر، معماری معاصر ایران با چالشی مهم مواجه شده است که در لایههای عمیق طراحی و ارائه پروژهها نمود مییابد. این چالش عبارت است از رواج رویکردهایی که بیش از آنکه بر کیفیت فضایی و تجربه زیستی کاربر متمرکز باشند، بر بازنمایی و ارائه نمایشی پروژهها استوارند. در این چارچوب، واژه «رندی» که در فرهنگ ایرانی، نشانه نوعی هوشمندی موقعیتی و ذکاوت فکری است، به شکل ابزاری و اغلب انحرافی مورد استفاده قرار میگیرد، چیزی که میتوان آن را «رندی ابزاری» نامید.

علی دارابزاد
هومن طالبی، معمار ایرانی، در اظهارنظری مختصر، اما قابل تامل در کتاب «در برابر ایدئولوژی [یک نقشه فرار برای معماری]»۱ میگوید: «ما معمارها باید ذاتا خوشبین باشیم و خوشبینی مسئلهای نهفته در ماست. زمانی که یک معمار خوشبینیاش را از دست میدهد، میشود پیرانزی یا لبیوس وودز، و نمیتواند پروژههایش را بسازد. ما مجبوریم به ساختن و مثبت فکرکردن، و وقتی مثبت فکر نکنیم، نمیتوانیم بسازیم.» این جمله که به صورت کوتاهتر در صفحه اینستاگرام معمار ایرانی منتشر شده است، در لایه نخست خود نوعی دعوت به پافشاری و امید در فرایند طراحی و تحقق معماری است، اما در سطحی عمیقتر، با نگاهی تئوریک، چنین اظهارنظری حامل دو پیشفرض بنیادین و مسئلهساز است: نخست، تقلیل نساختن به ناکامی یا ضعف؛ دوم، برابردانستن بدبینی با انفعال یا بیثمری. این یادداشت با بازبینی مفهومی و تاریخی این دو فرض، تلاش میکند تا نسبت میان خوشبینی، بدبینی، و عمل معمارانه را با نگاهی انتقادی بازخوانی کند.

علی دارابزاد
لبیوس وودز در یکی از مواضع نظری خود، معماران را به کنشگری در عرصه تئوری فرا میخواند. از نظر او، معماران نباید منتظر بمانند تا نظریه از دل دانشگاه یا محیط آکادمیک به آنان عرضه شود، بلکه باید خود، خالق و نویسنده نظریه باشند.۱ این فراخوان، پرسشهایی بنیادی را پیشروی ما میگذارد: چه چیزی میان معمار و نظریه فاصله انداخته است؟ مرز میان حوزه حرفهای معماری و فضای آکادمیک چگونه شکل گرفته است؟ و در نهایت، چه ویژگیهایی «معماری» را از «ساختوساز» متمایز میکند؟

مهرداد زواره محمدی
مسابقه معماری باید فرایندی عادلانه، شفاف و حرفهای برای انتخاب طرحهای معماری، بهویژه در پروژههای شاخص و عمومی باشد. این فرایند که بارها در سراسر جهان آزموده و تجربه شده است، یکی از مفیدترین و موثرترین روشها برای دستیابی به طرحهای کارآمد محسوب میشود. اگر در برخی موارد، برگزاری مسابقات معماری در کشور ما نتیجه مطلوبی به همراه نداشته، علت آن، نه ذات مسابقه و فرایند آن، بلکه عملکرد ضعیف و نادرست عوامل و ارکان مسابقه بوده است.
آنچه در ادامه میخوانید، برگرفته از ضوابط و مقررات داخلی و خارجی مسابقات معماری، و همچنین تجربیات شخصی نگارنده در مدیریت، برگزاری، داوری و نظارت بر مسابقات مختلف است. امیدوارم مطالعه این نوشتار به بهبود روند برگزاری مسابقات معماری و افزایش اثربخشی آنها در ارتقای کیفیت معماری و سیمای شهرها کمک کند.

پویان روحی

بابک شکوفی

بابک شکوفی

پیر ویتوریو اورلی
ترجمه باربد علیمحمدی
