در باب تکنیکهای نرم استحاله گفتمانی و استتیکهای مصلحتاندیشی
پاسخی به یادداشت «رو در رو با بنیادگرایی معماری» از پویان روحی
محمد هادیانپور
محمد هادیانپور
دفتر طرح و معماری شیوه (مهدی قزل ایاغ، مصطفی مومنیراد، محمدرضا رحیمزاده)
داوود بروجنی
در دهههای اخیر، معماری معاصر ایران با چالشی مهم مواجه شده است که در لایههای عمیق طراحی و ارائه پروژهها نمود مییابد. این چالش عبارت است از رواج رویکردهایی که بیش از آنکه بر کیفیت فضایی و تجربه زیستی کاربر متمرکز باشند، بر بازنمایی و ارائه نمایشی پروژهها استوارند. در این چارچوب، واژه «رندی» که در فرهنگ ایرانی، نشانه نوعی هوشمندی موقعیتی و ذکاوت فکری است، به شکل ابزاری و اغلب انحرافی مورد استفاده قرار میگیرد، چیزی که میتوان آن را «رندی ابزاری» نامید.

علی دارابزاد
هومن طالبی، معمار ایرانی، در اظهارنظری مختصر، اما قابل تامل در کتاب «در برابر ایدئولوژی [یک نقشه فرار برای معماری]»۱ میگوید: «ما معمارها باید ذاتا خوشبین باشیم و خوشبینی مسئلهای نهفته در ماست. زمانی که یک معمار خوشبینیاش را از دست میدهد، میشود پیرانزی یا لبیوس وودز، و نمیتواند پروژههایش را بسازد. ما مجبوریم به ساختن و مثبت فکرکردن، و وقتی مثبت فکر نکنیم، نمیتوانیم بسازیم.» این جمله که به صورت کوتاهتر در صفحه اینستاگرام معمار ایرانی منتشر شده است، در لایه نخست خود نوعی دعوت به پافشاری و امید در فرایند طراحی و تحقق معماری است، اما در سطحی عمیقتر، با نگاهی تئوریک، چنین اظهارنظری حامل دو پیشفرض بنیادین و مسئلهساز است: نخست، تقلیل نساختن به ناکامی یا ضعف؛ دوم، برابردانستن بدبینی با انفعال یا بیثمری. این یادداشت با بازبینی مفهومی و تاریخی این دو فرض، تلاش میکند تا نسبت میان خوشبینی، بدبینی، و عمل معمارانه را با نگاهی انتقادی بازخوانی کند.
