پروژههای فینالیست سومین دوره جایزه شایستگی معمار ایرانی (۱۳۹۹)
پیتر ترامر۱
ترجمه پویان روحی
ابراشیاء صرفا ساختههایی ذهنی (یا ایدهآل) نیستند، بلکه موجودیتهایی۲ واقعیاند که واقعیت بنیادی آنها از انسانها عقب کشیده است. [ابراشیاء] تاثیراتشان را به شکل بیناشیئی نمایش میدهند، به این معنا که میتوان آنها را در فضایی که از ویژگیهای زیباشناختی اشیاء تشکیل شده است، تشخیص داد.
تیموتی مورتون۳، ابراشیاء

کامبیز اسکندرتبار
راهیافته به مرحله نیمهنهایی پنجمین دوره جایزه شایستگی معمار ایرانی (۱۴۰۱)
پویان روحی
ترومن کاپوتی۱، نویسنده آمریکایی، در پیشگفتار کتاب «موسیقی برای آفتابپرستها»۲ مینویسد: «من نویسنده معروفی شده بودم، کتابهایم پرفروش بودند و مسحور لذت و سرخوشی بودم تا آنکه اولین ضربه به من وارد شد، وقتی که تفاوت بین نوشته بد و نوشته خوب را فهمیدم. اما ضربه اصلی را که تمام لذتهای مرا از بین برد، زمانی خوردم که فرق بین نوشته خوب و ادبیات را فهمیدم.»۳ یادداشت پیش رو درباره همین موضوع است، [درباره] تفاوت میان ساختمان بد، ساختمان خوب و معماری.

محمد رضایی
پرسش بنیادین «معماری چیست؟» یا «معماری چه میتواند باشد؟»، پرسشی عمیق است که در طول تاریخ، بسیاری سعی کردهاند تا در عرصه عمل و نظر، به آن پاسخ دهند. بررسی مصداقی معماران و آثار آنها، اگر نتواند ما را به پاسخ نزدیک کند، دستکم به وضوح و تدقیق پرسش کمک میکند. آلخاندرو آراونا۱، معمار شیلیتبار برنده جایزه پریتزکر، از جمله معمارانی است که تامل درباره آثارش، من را در فهم بهتر این پرسش یاری کرده است. نوشته تازهای از پویان روحی، بهانهای شد برای گردآوری یادداشتهایی پراکنده راجع به آراونا و رویکرد اجتماعیاش به موضوع معماری.
