رویدادهای معماری در سالی که گذشت / علی اعطا
سالنامه 94 روزنامه شرق، صفحه 185

رویدادهای معماری در سالی که گذشت / علی اعطا
سالنامه 94 روزنامه شرق، صفحه 185

داریوش شایگان
چه دردناك است از فقدان دوستی سخن گفتن كه صمیمانه دوستش میداشتی، فضایل انسانیاش را میستودی، و تمام اوقات خوش زندگیات عجین با حضور پرثمر او بود. دوستی كه همزاد تو بود و با اینكه طی شصتواندی سال با او محشور بودی، كوچكترین رفتار ناپسندی در او نیافتی.
محمدرضا مقتدر، ابتدا هنرمندی حساس، و معماری سرشار از ذوق هنری بود كه هنوز هم كه هنوز است ردّ و نشان هنرش در بناهایی در گوشهگوشه ایران هویداست، صاحبنظران این رشته حتماً درباره آثار ماندگارش قلمفرسایی خواهند كرد.
رامتین فرزاد
تهران، برخی از بهترین بناهای خود، بهویژه، در ناحیه مرکزی شهر را که هنوز دیدنیترین ناحیه شهر است، وامدار ایرانیان مسیحی است. در این ناحیه به غیر از میدان حسنآباد که با آن معماری دلپذیر، هنوز از شکیلترین میدانهای شهر است، چند عمارت زیبای دیگر نیز وجود دارد که عبارتند از: ساختمان پست، کاخ دادگستری، کاخ گلستان، بنای وزارت خارجه، بانک سپه، بانک ملی شعبه مرکز، باشگاه افسران، موزه ایران باستان، کاخمرمر، و شاید چندعمارت دیگر. همه این عمارتها به استثنای کاخگلستان (از کارهای دوره قاجاریه) و موزه ایرانباستان که طراح آن آندره گدار بوده است، کار ایرانیان مسیحی است. اگر این مجموعه را از وسط شهر تهران برداریم، چیزی جز کوچهپسکوچههای کمارزش باقی نخواهد ماند.
نقدی بر مسابقه المان حجمی ميدان انقلاب / صادق رشيدیفرد
روزنامه ابتکار، شماره 3041، شنبه 6 دی 1393، صفحه 16

ماندانا یزدانشناس
درباره عمارت عظیم ثابت پاسال با نیمقرن قدمت در منتهاالیه شمالی خیابان جردن قدیم، آنچه در هیاهوی اینروزهای رسانهها مبنی بر نگرانی از تخریب آن گم شد، ارزشی است که بنا در مقیاس کلان یکشهر میتواند داشته باشد. به عبارتی نقش شهری آن در سایه عظمت معمارانهاش نادیده گرفته شد؛ معماریای که هرچند عاری از نشانههای سبک و سیاق ایرانی است و بیاعتنا به آنچه امروز به نام هویت ایرانی بر سر زبانهاست، اما در نوع خود حایز ارزشهای ریزودرشتی است که تحسینبرانگیز است. در بررسی این نقش، لازم است به زمان ساخت بنا بازگردیم.
لزوم آموزش معماری برای مردم جامعه / محمدحسن سرائی
روزنامه ابتکار، شماره 2989، دوشنبه 28 مهر 1393، صفحه 4

حمید نوحی
تعاریفی که اغلب از معماری ارائه میشود، توصیفی از ویژگیهای آن است و کمتر جامعیتش را در بر میگیرد. معنا دادن به فضا و خلق یا دمیدن احساس در آن را شاید بتوان جامع و مانعترین تعریف برای معماری در نظر گرفت. هرچند علم و فن نقش مهمی در معماری دارند، اما بیش از آنکه علم و تجربه در کار باشد، از آن جهت که تمامیت آن، چه در مرحله خلق فضا و چه در مرحله بهرهبرداری با امر حسی در ارتباط قرار میگیرد، هنر محسوب میشود.
سعید برآبادی
دوبوار در جنس دوم تمرکز اصلیاش را بر نقدی میگذارد که بر اساس آن، این زنان هستند که محقند درباره زنان و نحوه فعالیتهایشان سخن بگویند. او معتقد است سازوکار تفکر زنانه آنجا میتواند به نمود عینی یکنقد درست منجر شود که مخاطبش، تحلیل اثری از همین جنس باشد. بنابراین این نوشته کوتاه در همان ابتدا با یک از همپاشیدگی میان ایده و آنچه که مطالبه میکند، روبهرو است. با این همه بهنظر میرسد معماری در ایران، کمی لای در را باز گذاشته تا زنان معمار نیز حق مشارکت در ساخت و توسعه فضاهای مصنوع را بر اساس توان و تجربه خود به دست آورند و این موضوعی است که لزوم توجه به جایگاه معماری زنان را بیشتر از قبل میکند.
عبور از این نوع نگاه به سمت جایگاهی که امروز معماری زنان متمایل به آن است، سخت بهنظر میرسد، آنچنان که اینجا دیگر موضوع شاید دقیقا معماری نباشد بلکه سهمخواهی زنان در مشارکت اجتماعی بیشتر و تاثیرگذاری نگاهشان در معماری امروز کشور است.
محمدرسول موسیپور
بنای ساختمان اداری گروه صنعتی بهشهر قطعا از جمله موفقترین آثار اردلان در دوران حضور وی در ایران است. این اثر سال ۱۳۴۹ به سفارش مدیریت کارخانههای ریسندگی گروه صنعتی بهشهر توسط وی در زمینی واقع در خیابان سپهبد قرنی و به مساحت ۴۸۰۰ مترمربع طراحی شد و در سال ۱۳۵۲ مورد بهرهبرداری قرار گرفت. این بنا در سال ۱۳۸۳ توسط وزارت آموزشوپرورش خریداری و جهت استقرار این وزارتخانه مورد استفاده قرار گرفت، کاربری فعلی این بنا نیز وزارت آموزشوپرورش است. اما ساختمان اداری بهشهر از این منظر که جزو معدود آثار ساختهشدهای است که در واقع محصول تلاشی درجهت همگامکردن معماری ایران (با حفظ هویت شرقی آن) با روح جهانی معماری زمانه خود بوده و در یکدوره زمانی در یک سلسله آثار معماری با دغدغه هویت ایرانی جای میگیرد، همواره درخور توجه و تامل است.
علی اعطا
اخیرا از یکی از معماران تعبیر قابلتاملی شنیدم. میگفت هر روز در فاصله منزل تا محلکار، از مقابل کارگاه ساختمانی یکی از پروژههایی که طراحی کرده بود، عبور میکرده. یک روز میبیند یکی از عناصر مهم ساختمان را که اتفاقا طراحی ویژهای هم داشته، به شکل دیگر – و البته نامناسبی- اجرا کردهاند. بعد از مشاهده این وضعیت، با کارفرما تماس میگیرد و میگوید: قربان، اگر فکر میکنید ما اینجا مزاحم هستیم، بفرمایید که مرخص بشویم و دیگر دخالت نکنیم. این تعبیر «مزاحمت» برای حرفه معماری، البته ابعاد وسیعتری هم دارد.