معماران ایرانی درباره زاها حدید چه میگویند؟
به مناسبت درگذشت زاها حدید، دیدگاههای هشت معمار ایرانی را درباره او جویا شدهایم که در ادامه میخوانید.
به مناسبت درگذشت زاها حدید، دیدگاههای هشت معمار ایرانی را درباره او جویا شدهایم که در ادامه میخوانید.
علی اعطا
در خبرهای هفته گذشته آمده بود که خانه گفتمان شهر و معماری با حمایت وزارت راهوشهرسازی و مشارکت تشکلهای حرفهای ۱۲ گانه حوزه معماریوشهرسازی تأسیس شده است. به همین منظور چهارشنبه گذشته با حضور وزیر راه و شهرسازی و معاونان این وزارتخانه، تفاهمنامهای بین وزارت راهوشهرسازی و نمایندگان ۱۲ تشکل حوزه معماریوشهرسازی امضا شده و مقرر شده است با رویکرد توسعه عرصههای عمومی دموکراتیک شهری، فعالیتهای مختلفی با اهداف اطلاعرسانی، آموزش، تلاش در جهت ایجاد گفتمان در عرصههای مختلف مرتبط با مسائل توسعه شهری و اقداماتی از این قبیل در این مکان صورت گیرد. با توجه به اهمیت این رویداد از جنبههای مختلف، به نظرم رسید نکاتی را در این زمینه مطرح کنم و جنبههایی از این موضوع را موردبررسی و تحلیل قرار دهم.
پویان روحی
نظام آموزشی معماری در ایران، سالهاست مورد بازبینی اساسی قرار نگرفته و بههمیندلیل نتوانسته با نظام آموزشی پیشرو، پیوند برقرار كند. تقلیدی از مدل آموزشی بوزار مربوط به نیمه سده نوزدهم كه در اصل به نیمه سده هفدهم بازمیگردد، با تغییراتی اندك، در فضای آكادمیك معماری ایران برقرار است. در برابر این مدل، مدل باهاوس قرار میگیرد كه از ١٩١٩ در مدرسه باهاوس، و با هدف آشتی تكنولوژی و هنر، در قالب آموزش عملی اجرا شد. در سالهای پایانی دهه ١٩٣٠ و با فشار رژیم نازی، باهاوس تعطیل شد و بیشتر استادانش، ناچار به مهاجرت به ایالات متحده شدند. آنها در آمریكا پخش شدند (میس در ایلینویتك، لازلو موهولی- ناگی در باهاوس نو، والتر گروپیوس و مارسل بروئر در هاروارد) و تجربیات خود را در این محیطهای آموزشی جدید به كار گرفتند.

پویان روحی
مسابقات معماری زخمهای دردناکی هستند بر بدن جامعه معماری ایران، زخمهایی که عوامل زیادی در ایجاد آنها نقش داشتهاند و همچنان دارند؛ نبود معیارهای بهروز داوری، نبود یک سیستم ارزشگذاری معاصر، ضعف گفتمان اخلاق حرفهای، نبود سازوکارهای قانونی و حقوقی نیرومند، ضعف نهادهای صنفی ـ تشکیلاتی حرفه و … .

منصوره مرآتنیا
سهسال پیش در سفری به لیسبون، از سایتی موسوم به اکسپو با بناهای متفاوت و بهیادماندنی دیدن کردم که بهجایمانده از اکسپو ۱۹۹۸ لیسبون بود. جذابیت این سایت، مرا واداشت تا بیصبرانه در انتظار برگزاری اکسپو ۲۰۱۵ میلان بمانم و بالاخره در اولین روز برگزاری اکسپو، خود را به میلان برسانم و از روز دوم، بازدید از اکسپو را شروع کنم. تحتتأثیر این بازدید، اکنون بر خود واجب میدانم گزارش مختصری را با تمرکز بر پاویون ایران ارائه کنم.
علی اعطا
نقدی بر یادداشت «از چاله درآمدیم و در چاه شدیم» به قلم خانم دکتر ترانه یلدا: یادداشتی تحت عنوان «از چاله درآمدیم و در چاه شدیم» به قلم خانم دکتر ترانه یلدا، پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت، در صفحه اجتماعی «شرق» منتشر شده است که به نقد شکلگیری دبیرخانه دائمی مسابقات معماری و شهرسازی در بطن نظام دولتی، «بهعنوان خبری نگرانکننده» میپردازد. در اینکه خانم دکتر ترانه یلدا، بهعنوان کارشناسی برجسته، در جایگاه استادی نسبت به اینجانب قرار دارند، تردیدی ندارم، اما به نظرم رسید اشکالاتی که این استاد گرامی به این مصوبه و این اقدام وارد میداند، ناشی از یک تحلیل نادرست بوده، در نتیجه قابل نقد است. از سوی دیگر به گمانم طرح این بحث، از این منظر اهمیت مییابد که تصویب «دستورالعمل اجرائی تشکیل دبیرخانه دائمی مسابقات معماری و شهرسازی» توسط شورایعالی شهرسازی و معماری در اوایل سال جاری، انگیزه و موضوع مباحث بسیاری در این ایام بوده است.
ترانه یلدا
مدتی پیش به مناسبت روز معمار مراسمی در نوع خود بیسابقه، به دعوت آقای دکتر آخوندی، وزیر راهوشهرسازی و با حضور سه معاون وی، در خانه قدیمی وارطان- معمار معروف دهههای ۳۰ و ۴۰ – برگزار شد که در آن صد معمار فعال شهر تهران دعوت شده بودند تا برای اولینبار در مکانی اهدا شده برای گفتوگوی آینده معماران حضور به هم رسانند. دکتر سعید ایزدی، مدیرعامل شرکت عمران و بهسازی و بانی این پروژه، معتقد بود با احیای این فضا و ایجاد محیطی برای همافزایی، وضع معماری و شهرسازی مملکت هم بهتر میشود. اما صحبتهایی که در آنجا بیان شد مرا کمی ترساند. بهویژه آنکه دکتر حامد مظاهریان، معاون محترم وزیر در امور نظام مهندسی، خود مطلب را باز نکردند و گذاشتند این پیشنهادات جدید را معماران جوان مطرح و بازگو کنند؛ بنابراین، این حقیر لازم دیدم مته و خشخاش را یادآور شوم مبادا این بنا پایهاش کج گذاشته شود!
ندا اکبری

علی اعطا
اینکه در تقویم رسمی کشور، روزی مختص اصنافی که نقش و جایگاهی ویژه در جامعه دارند، ثبت شده باشد، بهلحاظ نمادین موضوعی دارای اهمیت است. معمولا شاهد هستیم در چنین ایامی، به یاری رسانههای گروهی، نقشها و کارکردهای آن صنف خاص، مشکلات و آسیبها و مسائلی از این دست، مورد توجه افکار عمومی قرار میگیرد و به یک معنا، فرصتی جهت بازخوانی فعالیتهای آن حوزه پدیدار میشود.
حوزه معماری، تاکنون از داشتن روزی ثبتشده در تقویم رسمی، بیبهره بوده است؛ اگرچه «سوم اردیبهشت» روز پیشنهادشده بهعنوان روز معمار، یا همان روز بزرگداشت شیخ بهایی، در سالهای اخیر در محافل معماری مقبول واقع شده و اقداماتی در عرصه عمومی در حوالی این تاریخ را موجب شده است.