کیچ و ایران امروز
شهریار قرایی

آرش بصیرت
در سال ۲۰۱۳، وبسایت Building Design Online اقدام به انتشار مجموعهای تحت عنوان «10 کتاب که هر دانشجوی معماری باید بخواند» کرد که در آن، الیس وودمن (Ellis Woodman) و آنا وینستون (Anna Winston) در قالب تکهنوشتههایی، به معرفی ۱۰ کتابی نشستند که به گمانشان، تاثیرگذارترین کتابها در شکلگیری عناصر گفتمان معماری معاصر و سازوکارهای آموزش معماری بودند. هرچند عدم حضور نامهایی همچون اوسوالد متیوز اونگرز (Oswald Mathias Ungers)، پیتر آیزنمن، و کی مایکل هیز (K. Michael Hays) در میان نویسندگان مجموعه انتخابشده به وضوح نمایان است، اما بیشک، انتخابها در غالب موارد، آشکارا دقیق و مجدانه درست است.
وبسایت اتووود در قالب مجموعهای تحت عنوان ۱۰ کتاب که هر معمار باید بخواند، به معرفی مجموعه فوق پرداخته و به موازات آن، تلاش کرده است به کمک ارجاعدهیهای درونمتنی به لایههای پسزمینهای و معرفتی هر کتاب و البته دیگر منابعی که به این کتب پرداختهاند، تصویری کاملتر از آن کتاب ارائه دهد.
امروزه که روندهای مسلط معماری در دنیا، آن را با استیلای تصویر و امر بصری مواجه کردهاند، سختتر میتوان از وجه سیاسی معماری سخن گفت. گویی از معماری سیاستزدایی شده و به امری تماشایی فروکاست یافته است، اما آیا میتوان سیاست را جایی بیرون از فرم بیرونی که محل ظهور امر تماشایی است جستوجو کرد؟
پویان روحی
کلمان گرینبرگ مقاله معروف خود «آوانگارد و کیچ»، (۱۹۳۹) را به این شکل آغاز میکند: «یک تمدن در یک زمان، آثار متفاوتی همچون شعری از تیاسالیوت و آهنگی از تین پن الی، یا نقاشیای از ژرژ براک و تصویر روی جلد مجله «عصر شنبه» را تولید میکند. تمام این آثار، جزئی از فرهنگ و محصول یک جامعه هستند». او درادامه شرایطی را توصیف میکند که در آن، جامعه رو به زوال است و درنتیجه، وضعیت بیتحرکی ایجاد میشود که در آن، درونمایههای یکسان به شکلی مکانیکی در آثار هنری مورد استفاده قرار میگیرند. در این وضعیت زوال اما، نشانههای امید هم دیده میشود. بعضی از افراد جامعه، این مرحله پایانی فرهنگ را نمیپذیرند. آنها در جستوجو برای فرارفتن از این شرایط، چیزی را تولید میکنند که جامعه بورژوای غربی تابهحال آن را نشنیده بوده است: آوانگارد.

ایمان رئیسی
بیماری آموزش معماری، در ایران امروز مزمن است و وضعیت آموزش معماری در ایران هم مشابه بدنی در حال احتضار. برای کالبدشکافی این بیمار مناسبتر است که تعدادی از اجزای تشکیلدهنده آن را شکافته و مورد نقد قرار داد. به نظر میرسد که این بدن را در هشت حوزه میتوان تشریح کرد: یک: رویکرد سیستم آموزش، دو: نحوه انتخاب دانشجوی معماری، سه: سیستم قانونگذار و سرفصلها، چهار: مدرس، پنج: دانشجو، شش: مکان و امکانات، هفت: هویت اختصاصی هر دانشکده، هشت: رابطه دانشگاه با حرفه. برای نزدیکشدن به موضوع ترجیح میدهم که این موضوع را با توجه به تجربههای شخصی و بهطور خلاصه مورد نقد قرار دهم، چون بحث بسیار مفصل است و دوستان رسالههای دکتری در اینباره نوشتهاند.
پویان روحی
این یادداشت، به آثار مهندسین مشاور حرکت سیال – رضا دانشمیر و کاترین اسپریدنف – میپردازد و تلاش میکند این بحث را طرح کند که آثار این دو معمار، مصداق کنش حرفهای – پرکتیس۲– انتقادی هستند. بیشتر آثار مشاوران حرکت سیال، یک گونهشناسی عام۳ یا یک کلیشه جاافتاده معماری ایرانی را نقطه آغاز۴ فرایند طراحی خود قرار میدهند و با مجموعهای از عملیات طراحی۵، نسبت به آن موضع انتقادی میگیرند و به بازآفرینی آن میپردازند. این یادداشت مجموعه سینمایی ملت، مجموعه مسکونی صفائیه یزد، ساختمان گلفام و مسجد ولیعصر را بهعنوان نمونههای موردی در نظر میگیرد و با استفاده از خوانش فرمالیستی۶– مدل رایج خوانش آثار معماری – بر استراتژیهای طراحی بهکاررفته در آنها تأکید میکند و نشان میدهد که رضا دانشمیر و کاترین اسپریدنف، دو معمار «معاصر» هستند؛ معمارهایی که یکی از ویژگیهای کارهایشان، وجود ظرفیت انتقادی و دوریکردن از بار ایدئولوژیک است. درواقع کار آنها، همراه است با مبارزه با ایدئولوژی و تلاش برای برهمزدن اقتدار نهادها و ایدئولوژیهای تثبیتشده تاریخ معماری ایران.

بهزاد اتابکی، پرشیا قرهگوزلو
آنچه بهرام شیردل را همواره به شخصی مطرح در معماری معاصر ایران تبدیل کرده، فقط اکتفای او به طراحی معماری نبوده است. مراوداتش با فیلسوفان و دیگر دیسیپلینهای وابسته به معماری و مطالعات بینارشتهای او در جامعه معماری سر به لاک خود فروکرده، امری متفاوت است. او همواره با همین برتری به موضوع معماری، از بالا نگریسته و به اندیشههای جامع و استراتژیک رجوع میکند. در مصاحبه بهرام شیردل با سعید برآبادی در روزنامه «شرق» مورخ ۲۹ خرداد ۱۳۹۵، بخشهایی نهفته است که هریک از آنها میتواند آغازگر بحثهایی مفید، چه در سطح آکادمیک و چه حرفه باشد.
به مناسبت درگذشت زاها حدید، دیدگاههای هشت معمار ایرانی را درباره او جویا شدهایم که در ادامه میخوانید.
علی اعطا
در خبرهای هفته گذشته آمده بود که خانه گفتمان شهر و معماری با حمایت وزارت راهوشهرسازی و مشارکت تشکلهای حرفهای ۱۲ گانه حوزه معماریوشهرسازی تأسیس شده است. به همین منظور چهارشنبه گذشته با حضور وزیر راه و شهرسازی و معاونان این وزارتخانه، تفاهمنامهای بین وزارت راهوشهرسازی و نمایندگان ۱۲ تشکل حوزه معماریوشهرسازی امضا شده و مقرر شده است با رویکرد توسعه عرصههای عمومی دموکراتیک شهری، فعالیتهای مختلفی با اهداف اطلاعرسانی، آموزش، تلاش در جهت ایجاد گفتمان در عرصههای مختلف مرتبط با مسائل توسعه شهری و اقداماتی از این قبیل در این مکان صورت گیرد. با توجه به اهمیت این رویداد از جنبههای مختلف، به نظرم رسید نکاتی را در این زمینه مطرح کنم و جنبههایی از این موضوع را موردبررسی و تحلیل قرار دهم.